"جولیا" توی L.A زندگی میکنه، قبلش هم سن فرانسیسکو. چیزی که شوکه ام کرد. چون فکر می کردم یه راست از آلمان پا شده اومده اینجا. واسه همین واقعا مغزم گوزید وقتی فهمیدم دور دنیا رو گشته و حدود 70 کشور رو دیده و تازه همه اینا مال قبل از شروع به تحصیل و اقامتش در امریکا بوده. شت! بدتر اینکه اینهمه ادعای زبان انگلیسیم پشم شد وقتی دیدم طرف با اون لهجه سگ فهم آلمانی چنان راحت و بی زور انگلیسی حرف می زنه که یادم رفت از بچگی بابام انگلیسی یادم داده! پوف! بابام!... . تازه بارها با خارجیا صحبت کرده بودم اما ایندفعه فهمیدم مالیدم. بلکه ریدم.بعله... درسته که کامل و بی زحمت می فهمی چی میگه ولی خاک برسرت وقتی داری زور می زنی تا منظور لعنتیتو بگی و با چشمای ورقلمبیده تو هوا دنبال لغاتی بگردی که انگار اولین باره داره از مغزت رد میشه و با دست حرکات احمقانه درمیاری... اه... شت...شت... لعنت به من... لعنت به همه ما ..همه مایی که گوزیدیم و خودمون نمی دونیم و هیچی هم حالیمون نیس و فکر می کنیم خیلی هم آپدیتیم! ولی تو یه گوشه تخمی تخیلی دنیا دلمون خوشه که داریم یه کاری می کنیم که خیلی توهم بزنیم زور بخودمون بیاریم فکر می کنیم بهترینه، درصورتیکه درست بیخ گوشمون طرف از توی گل و لای و زلزله و فقر و سیل و بدبختی بنگلادش داره واسه امریکا کار می فرسته و می فروشه انگار که از اول تو ناف امریکا ترکیده و اونوقت می زنه روی شونه ما که:" ایول ! کار شما هم درسته داداش... بیا تو هم این لینک رو بگیر و برو عضو شو و کارات رو بزار رو وب و بفروش و پول دربیار" اونوقت با نیش باز و خیل خوش می ری تو وب سایت و وقتی می خوای خیر سرت رجیستر کنی می بینی اصلا تو اون پنجره کذایی که عین فک تو ولو می شه پایین کلمه "ایران" وجود نداره که انتخاب کنی و انگار دستت مالیده میشه به دیوار صاف و خالی و به زمین و زمان فحش میدی و می فهمی که مشکلت در وهله اول اینه که ایرانی هستی و ریدی... چون هیچی نغهمیدی... نفهمیدی که کجا زندگی می کنی... نفهمیدی که دنیا کجاس... هیچی نفهمیدی... چون فهم این نیس که تو چی می فهمی... اینه که واقعا بفهمی دنیا کجاس...بری و ببینی...................................................
اینقدر خسته ام که انگار درد گردنم مال سنگینی افکارمه... اه... لعنت به ما... لعنت به ماها... چقدر چرند گفتم... این منصفانه نیس.. اما این بی انصافی حق منه.. چون لایق بیشترش نبودم، اگه بودم باید آدم دیگه ای می بودم.
فقط دوس دارم بخوابم... بدترین کار... خواب تا سرشب... بدترین چیزهاس... اونم برای من.
این وبلاگ حاصل نوشته های روزانه ی یک شهروند-هنرمند است.