شاید،ولی چه خالی بی پایانی
خورشید مرده بود
و هیچکس نمیدانست
که نام آن کبوتر غمگین
کز قلبها گریخته ،ایمانست
دیشب خواب آن مردکولی گیتارنواز را میدیدم که بر آستانه در قلعه ی مهیب میلان نشسته بود و صدایش در آن سرسرای نیمه روشن سنگی مجذوبم میکرد...دیشب خواب او را میدیدم که برای یک دختر کولی می نواخت ،دختر میرقصید و من به گونه ی خاص کولی ها کف میزدم...
مرز میان خواب و زندگی من برداشته شده ،یک نفر به من بگوید آن دختری که سرتاپا پیچیده در پارچه سیاه بود و یک حلقه طلایی در انگشت دست چپش داشت و در میان صف عریض و طویل زن های سیاه پوش حامله و یائسه به پچ پچ های توهمناک زن های هزارسال مرده گوش میداد تا دکتر از راه برسد که بود؟کدامین ساعت نیمه شب بود،اتاق مخوف معاینه و تخت عجیب و غریب چرمی زایمان و نور خیره کننده چراغ و تکرار کلمه دردآور "شوهرت" !!!آنگاه که به دخترانگیت ایمان داری و بیست و چهارسالگیت انگار رمزیست برای شروع پنج سالگی کسی یا دکتری یا واژه ای بی مهابا "دختر"را از قلب تو با پنس جراحی می قاپد و واژه هایی را در مغزت می گنجاند که مال تو نیست اما انگار هم که درست مال توست در این "شهر" وقتی مرز میان خواب و بیداری را گم کرده باشی.مرز میان زندگی و کابوس برداشته شده وقتی نمیدانی بسان "کودک رزماری" در این تنهایی توهمناک و این راهروهای دراز نور مهتابی و آزمایشگاه هزاران چشم،آیا چشمی هم در اعماق وجودت به تو چشم دوخته است؟متصدی آزمایشگاه سرنگ را آماده میکرد و با لبخند احمقانه و مهربانی بی جایی سوال هایی میپرسید که ربطی به تو نداشت و رنگ خون به سیاهی میزد... اصفهان از بی هوایی داشت میمرد و غباری سرخ بسان مرضی ناشناخته بر شهر سنگینی میکرد اما چشمان من نه شهر را میدید نه غبار سرخ را من مقنعه و جامه های سیاهم را میدیدم و حلقه طلایی رنگ و تضاد ابلهانه ی سیاه و طلایی، و اینکه امروز چقدر میان مردم این شهر عین یک تکه پازل مقبول افتاده ام.پس یک جایی در این زندگی باید خواب باشد کدامیک اتاق گربه یا دختر سیاه پوش با یک حلقه طلایی یا کولی خواننده،کدامیک؟! یا عشق ؛ آن پرنده مرده که در تنهایی آشپزخانه با دست هایم پرهای رنگینش را میکندم تا گوشتش را ببلعم !!!دریغ آنکه پرنده تنها پر بود و من پرهای خونینش را در بالشم کردم بالشی برای تنهایی های شبانه که باید به آن هزاران باره خو کنی ودر آغوش بفشاریش .
این وبلاگ حاصل نوشته های روزانه ی یک شهروند-هنرمند است.