مسیر
آیا این رنج ها هستند که ذهن مرا به تکاپو وامی دارند؟ آیادرگیر شدن با مسایل ذهنی بارقه هایی به ذهن متبادر می کنند؟ تضادها ، احساسات، مصائب و مواجهه ها...هستند که در چالش یا آنها گاه احساس می کنم دریچه ای به ذهنم می گشایند گدچه عکس این نیز صادق است و شادکامیها و جریانات مثبت نیز عرصه ای گشاده ایجاد می کنند. اما رنج از خوشی عمیق تر است و "زندگی سخت است ، و این حقیقتی است بزرگ" . رنج است که گاه روح روح بشر را می خراشد و آثاری پایدار بر آن حک می نماید و گاه آنرا صیقل داده و شکل می بخشد.
و رنج بشری... حقیقتی است اصیل. اصیلترین چیزها.آنچنانکه خوشی در برابر آن کیفیتی عرضی و حاشیه ای می یابد. و کسانیکه "راه کم گذرتر" را می پیمایند رنجی بس عطیم می برند. شاید که این خود، مسیر است.
می توان در پایان آن و یا با پیمودن آن سر خوشی ازلی یافت.
+ نوشته شده در شنبه ۷ دی ۱۳۸۷ ساعت ۱۱:۲۷ ب.ظ توسط
|
این وبلاگ حاصل نوشته های روزانه ی یک شهروند-هنرمند است.