صورتی بی نظیر ، قسمت اول
چطوره اگه در مورد این جونور بی نظیر فکر کنیم؟!من مدتیه به دنبال جمله ای میگردم که حسی رو که در مورد این اثر دارم رو بتونه بیان کنه!فانتزی کودکانه اش رو که جدا کنیم خیلی چیزهای دیگه هست که درگیرشم ،بیشتر دوست دارم در مورد کله ای فکر کنم که این ایده از توش اومده بیرون...اول اینکه چرا پلنگ؟! دوم چرا صورتی؟!این یعنی از همین اول کاملا با موفقیت تونسته شکی رو که باید به مخاطب وارد کنه، چرا این نوع فیگور ،شخصیت کاملا عجیبیه یک پلنگ صورتی مرد با چشم های زرد و ابروهای سیاه ،عجیب تر اینکه اصلا معصومیت تام نداره تا جایی که گاهی به مرز خباثت میرسه، بدجنسی هایی که خیلی وقت ها در ناخودآگاه خودم هم بهش فکر میکنم نوعی خیالپردازی در مورد کارهای شیطنت آمیزی که میشه انجام داد!از همه مهم تر فضا سازیها ست،با تمام انیمیشن های دیگه متفاوته مثل اینکه یه شخصیت کارتونی توی دل یک تابلوی نقاشی محض رها شده باشه ،یک صفحه تک رنگ که خط هایی گاه گاه تداعی کننده معماری یا هر فضای دیگه ای توش به چشم میخوره،اما این خط ها هرگز جلو تصور کردن بقیه اجزا را از مخاطب نمیگیره و بدون وسواسی کلیشه ای از پرداختن به جزئیات غیر ضروری دور میشه، فضاهایی متروک ،متروک بودن این اثر بینهایت جالبه هرچند از دید کودکانه ام خیلی بغرنج به نظر می آمد اما حالا درکش کاملا محسوسه و حتی واقعی،اینطور بیان کنم که در واقعیت هم خیلی مکان ها هستند که از بیرون اصلا متروکه به نظر نمی آیند و آدم هایی به ظاهر رفت و آمد دارند اما وقتی دقیق تجربه شان کنی متروکه اند و انگار همان قدر صورتی و غریب!من فکر میکنم سازنده ی این کار تعریف جدیدی از رنگ صورتی داشته ،درک سطحی از این رنگ همان چیزی است که دنیای باربی ها را شامل میشود اما این رنگ واقعا خیلی عجیب تر است ساده به نظر می آید اما چندان قابل اعتماد نیست!نکته ی دیگه که در خلوتی این حضور صورتی به چشم میخوره شخصیت دیگه ایست که شاید به ضرورت وارد شده اما خیلی خوب چفت ماجرا شده ،"بازرس"یا همان مردک بیرنگ که کاملا مشخص است که پلنگ صورتی را جدی نمیگیرد یعنی این طور به نظر میاد که او نه پلنگ بودنش را میپذیرد نه رنگ صورتی اش را حتی فکر میکنم دنیایی که ما صورتی و عجیب میبینیمش به نظر او کاملا واقعی است و همان چیزی میبندش که باید باشد ،آه چه فوق العاده است اینجا هنرمند نگاه عجیبی را که همه در جامعه احتمالا به سمتش دارند را کاملا معکوس در دنیای خودش نشان میدهد ،میبینی یعنی انتقام میگیرد! :)شخصیت بازرس برای من کاملا نمایش دهنده شخصیت و چهره دشمن سرنگون شده ام مدیرگروه سابقم است،انفعال ،حق به جانبگی حمافت بارش،لجاجتی بی حاصل که منطق خشکش با سیالی حضور صورتی دارد .
این طور به نظرم می آید که سازنده برای این کار زور نزده تا بچه شود یا به بچگی فکر کند ،او کاملا بزرگ است اما روح کودکانه اش را به کار گرفته .
این وبلاگ حاصل نوشته های روزانه ی یک شهروند-هنرمند است.