تبليغاتX
eggbert

eggbert

اگه مي شد دوست داشتم همه ي نوشته هام رو يه بار بخونم...حتما چيزاي جالبي توش پيدا مي كردم...چقدر عوض شدم؟كي ميدونه!همين كه يك روزي دوست داشتي صميمانه ترين احساس ها و عميق ترين افكارت رو براي تمام غريبه هاي دنيا بنويسي و اين كه امروز باز دفترچه هات رو هم اينطرف و اونطرف پنهان مي كني كه مبادا كسي بخوندت . بگذريم از اين آخر شبي كه كيبورد راخت تر از قلم و كاغذ بود براي نوشتن...به شدت دارم از اين بهار لذت مي برم ...بي نهايت شاداب و دوست داشتنيه فعلا كه مثله خودشم با يه كله ي پر خيال همه چيز انگار كه روي رواله...روال عمريه دارم سعي مي كنم رو غلطك بيفتم .خنده داره

+ نوشته شده در  جمعه 19 فروردین1390ساعت 0:6 قبل از ظهر  توسط نیلوفر  |